داستانک لایک نوری
داستانکلایک نوریدلش گرفته بود،با خودش گفت:((یه بار دیگه برم، شاید...))دید که هیچ خبری نیست.یک ماه می شد،که عکس جدیدی در کانالش گذاشته بود،اما هیچکس عکسش را نپسندیده بود...
داستانکلایک نوریدلش گرفته بود،با خودش گفت:((یه بار دیگه برم، شاید...))دید که هیچ خبری نیست.یک ماه می شد،که عکس جدیدی در کانالش گذاشته بود،اما هیچکس عکسش را نپسندیده بود...
دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○
مشاهده