داستانک خانه ی عنکبوت
داستانک خانه ی عنکبوتکودک در آغوش مادرش بود و به مرد می نگریست;مرد عجیبی بود، و لبخندی بر لب داشت.ولی شبیه آدم های مهربان نبود.مادرش با التماس و خواهش، از اوضاع بد زند...
داستانک خانه ی عنکبوتکودک در آغوش مادرش بود و به مرد می نگریست;مرد عجیبی بود، و لبخندی بر لب داشت.ولی شبیه آدم های مهربان نبود.مادرش با التماس و خواهش، از اوضاع بد زند...
دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○
مشاهده