داستانک چشمهای بارانی
داستانک((چشم های بارانی)) رفتگربود.همیشه در حال جارو کردن شهر ،آرزو می کرد روزی حرم امام رضا علیه السلام را جارو کند.نگاهش به مکان نبود ، بلکه فاصله ی دلش را تا شایس...
داستانک((چشم های بارانی)) رفتگربود.همیشه در حال جارو کردن شهر ،آرزو می کرد روزی حرم امام رضا علیه السلام را جارو کند.نگاهش به مکان نبود ، بلکه فاصله ی دلش را تا شایس...
دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○
مشاهده