یک استکان آرامش

» یک استکان آرامش

شعر یک استکان آرامش


جاده آسوده از آوار پریشانی،

سبز از یاد نسیم،

تازه از عطر نفسِ ،

گلهای لطیف شب بو.

خط باریکی،

میان دست یک جنگل کاج.


جاده لبریز سراشیبی و ناهمواری،

غرق مشتی سنگ،خاک،

و گل ِ تازه ز طعم شبنم

 صبحگاهی.


کم کمک ، 

از دور می آید صدایی آشنا،

رنگ موسیقی او،

گرم همچون نور است.


من در این گوشه کنار سنگی،

آسوده دل داده به این نقاشی یکتای خدا،

با خودم می گویم:

ای کاش تا ابد اینجا باشم.


شعر :نسترن صمدپور


مجله ارم بلاگ


آخرین مطالب این وبلاگ