ترانه بازمانده

» ترانه بازمانده

ترانه بازمانده


همه درها، بسته،

کودکی پشت در،

آه خود را خورده.


در نگاهش طوفان،

بغض خود پژمرده.


بادها می رقصند،

خانه ای سرد و خموش،

سایه هایی بی رحم،

خانه را آزرده.


دست های خواهش،

سوی قلب کودک،

کودک اما تنها،

از هراس آکنده.


جاده ای چشم به راه،

مانده زیر پایش،

جاده ای سخت و خشن،

جاده ای افسرده.


حک شده بر قلبش،

زخم های این راه،

آخرین حرفش بود:

((شد دلم ، در مانده)).


قلب او پر زد و رفت،

بعد رفتن اما،

باز هم یک کودک،

پشت در جامانده.


شعر :

نسترن صمدپور 



*روز قدس روز ِ حیات اسلام است*

امام خمینی ره



آخرین مطالب این وبلاگ



Buy website Traffic
Buy Website Traffic Cheap