غزل فاروق

» غزل فاروق

شعر فاروق


تو روح شدی و عشق جاری کردی،

 پاییز ِ دلم را تو بهاری کردی.


بر شاخه ی امن ِ آسمان جایت بود،

چون میوه ی ِ تَر ، تو بی قراری کردی.


افتادی و در گنبد ِ دستان رسول(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم)،

خورشید شدی ، پرتو نگاری کردی.


تو تکیه گَهَش شدی و هم سنگ ِ صبور،

 از قلب ِ حزین، تو غم گساری کردی...


تو مرد ِ عمل بودی و دینداری را،

با جان خودت همیشه یاری کردی.


در شام ِ مُبیت به جای او خوابیدی،

طوفان ِ شجاعتی، چه کاری کردی؟!


با دست ِ یَدُاللهی ِ خود دشمن را،

محکوم، به اشک و آه و زاری کردی.


در راه ِ خدا و حفظ دین ِ اسلام،

هر کار که می شد ، تو آری، کردی.


ولادت امام علی علیه السلام و روز پدر مبارک باد


*فاروق یعنی : جداکننده ی حق و باطل ، این لقبی است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به امام علی علیه السلام داده اند.


شعر: نسترن صمدپور



آخرین مطالب این وبلاگ