یک شهر به خواب بود و بیدار ؛ علی (علیه السلام)،
عالم همه مست بود و هشیار ؛ علی(علیه السلام).
سر تا به قدم آینه ی ِ لطف ِ خدا ،
از عشق ِ خدا ، همیشه سرشار ؛ علی(علیه السلام).
تابید بر این جهان چو خورشیدی نو،
عالم همه شام ِ تار و ، انوار ؛ علی(علیه السلام).
والا سرشت بود و شد بعد ِ رسول(صلی الله علیه و آله و سلم)،
اول ولی ، امام و سردار ؛ علی(علیه السلام).
اوصاف ِ کمالات و مقامات، نبین،
والاترین ؛ وَرای پندار ؛ علی (علیه السلام)
تنها به جهان یکی چو احمد(صلی الله علیه و آله و سلم) باشد؛
مانندترین به خُلق و کردار ؛ علی(علیه السلام).
مخصوص ِ تو شد ، تولدی بی مانند ،
در مرکز ِ این جهان ِ دوار ، علی( علیه السلام ).
با اذن ِ خدا جهان به دورت گردان،
با عشق به تو ، و یا به اجبار ، علی (علیه السلام) .
آنروز شدی معتکف ِ خانه ی عشق،
تو مَحرَم ِ حق، کلید اسرار ، علی (علیه السلام).
سرشار ، ز ِ انوار ِ الهی رویَت،
زیبا جمال و ماه رخسار ، علی (علیه السلام).
گر چه به جهان هزار مُنکِر داری،
با عقل ، نمی شوی تو انکار ، علی (علیه السلام).
قلبی که تو را به عشق ، معنا نکند،
باشد به یقین مریض و بیمار ، علی (علیه السلام).
یکتاست به قدر و پاکی و در ایمان،
در کل جهان بدون تکرار ، علی (علیه السلام ).
در جنگ همیشه یار ِ احمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده،
کافیست برای او ز ِ انصار ، علی (علیه السلام).
کُفّار ، پُر از بغض به او. چون بوده؛
از ظلم و ستم ، همیشه بیزار ، علی (علیه السلام).
گر چه تو ولی(ولایت) به حُکم ِ داور بودی،
بستند تو را به حُکم ِ اشرار ، علی (علیه السلام).
کشتند به پشت ِ در گُل ِ یاسَت را،
ماندی، به آه و چشم ِ خونبار ، علی (علیه السلام)
می کُشت تو را جدایی و زخم ِ سکوت ،
هر کوچه شکنجه بود و آزار ، علی (علیه السلام).
با خار ِ گلو و خار ِ چشمانش ساخت،
هرگز نشود به عمر ِ خود ، خوار علی( علیه السلام).
بعد از سه خزان ، به سمت او رو کردند،
آخِر ، پذیرفت به اصرار ، علی (علیه السلام) ؟
در دولت ِ خود برای اجرای عدل،
کوبنده و حق مدار و قهار ، علی( علیه السلام).
از مال و زمین و حق ِ مردم نگرفت،
حتی به جویی و نصف ِ دینار ، علی (علیه السلام ).
آه از نفس ِ تمام گُرگان(گرگها) برخاست،
دیدند زده به ظلم ، دیوار ، علی (علیه السلام).
گفتند به جنگ ، راه ِ تو می بندند:
تو مرد ِ جهاد و مرد ِ پیکار ، علی (علیه السلام).
بَستی تو فکر ِ پوچشان را آخَر،
چون هست مَصاف ِ با تو ، دشوار ، علی (علیه السلام).
آه از سر ِ بشکافته ات در محراب،
آه از خَفَقان ِ جهل ِ بسیار ، علی (علیه السلام).
در قدر(شب قدر) شکافت سر، ولی قدر ِ ِ(مقام) تو؟!
تعریف نمی شود به مقدار ؛ علی( علیه السلام).
آوای وداع و رستگاری می خواند،
پرواز کنان ز ِ شوق ِ دیدار ؛ علی( علیه السلام).
آفاق ِ کرانه های او ناپیداست،
توصیف نمی شود به اشعار ، علی (علیه السلام ).
* ایام شهادت مولای متقیان امیرالمومنین علی علیه السلام تسلیت باد *
شعر : نسترن صمدپور
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده