بازدید سایت خود را میلیونی کنید


» باز هم ببار

باز هم ببار

شعر

باز هم ببار


آمد و نیامدی،

فصل سرد سال.


خالی از تو بود،

قاب خاطره.

در دلم زده،

سر،

غمی ملال.


دارم از تو من ،

چند عکس و یاد

قهر کرده ای؟!

که نیامدی

جز به این خیال.



روزهای آخر است،

دل ولی هنوز،

چشم در رهت،

مانده با امید.

هیچکس نگفت:

بارش تو هست،

بعد از این محال.


باز کن سپید؛

رنگ شهر را.

باز هم ببار،

باز هم به خود،

برف ِ من ببال.


کانال یاس خاکی



بازدید سایت خود را میلیونی کنید
فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


ثبت رپورتاژ آگهی {انتشار محتوای تبلیغاتی} بازدید بالا ثبت رپورتاژ آگهی {انتشار محتوای تبلیغاتی} بازدید بالا مشاهده