فروشگاه اینترنتی آپولو


» شعر حسبی ربی

شعر حسبی ربی

شعر

حسبی ربی


می روم تا کوی تو،

هر جا که هست،

می کنم آغاز راه تازه ای،

مثل باران،

 یا نسیم و مثل باد.


می شود فصلی شروع،

در زندگی.

با سراشیبی و پیچ و خم،

ولی گاهی به غم،

یا شبیه روزهایی گرم و شاد.



آفتاب و گرمی اش،

همراه من.

تابش نور و نوازش های او،

می دهد امید رفتن،

تاختن،

می روم تا خاطره،

تا سمت ِ یاد.


غرش ابری میان آسمان،

گفته حالا فصل باریدن شده،

چشم هایم دل به او داده،

و دل ؛

آورد یک آه ِ سردی،

 از نهاد.


در تمامی خم این جاده ها،

تکیه گاه ِ من ،

نگاهت بود و بس.

ای خدای من،

پناه و یاورم،

تو برایم از جهان،

هستی زیاد.


* الیس الله بکاف عبده 

آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟*


آیه ۳۶ سوره زمر



بازدید سایت خود را میلیونی کنید
فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


درمان انواع بیماری ها با دستگاه آب قلیایی دکتر هلث درمان انواع بیماری ها با دستگاه آب قلیایی دکتر هلث مشاهده