۲ سال پیش
» غزل ماه غریب
غزل
ماه غریب
اسم تو مثل خودت اعظم بود.
پیش تو هر چه کرم هم کم بود.
داغ ِ تو ، کوچه و دست و سیلی،
قد تو ، از غم مادر خم بود.
پیش چشم تو زد او را نامرد ،
تا ابد چشم ِ تو پُر شبنم بود.
سوختی از غم این راز و فقط،
ناله ات در دل شب مرهم بود.
دل بریدی ز ِ جهان، غربت ِ تو،
درد تلخی به همه عالم بود.
پر کشیدی ، جگرت سوخت حسن(علیه السلام)،
قاتلت هم به تو نامحرم بود.


وبلاگ عاشقانه ها
مطلب مرتبط
طرز تهیه دسر میوهای با پودینگ وانیلی در لیوان