داستانک آدرس

» داستانک آدرس

داستانک آدرس


همیشه به دنبال خدا بود،

روزی فرشته ای را دید،

از او آدرس خانه ی خدا را گرفت.

اما ، هر چه می رفت،

نمی رسید.

سالها گذشت ، و او هنوز در راه بود.

خسته و ناامید ، رو به خدا گله کرد;

که چرا آدرس اشتباه به او داده است؟

خدا فرشته را فرستاد.

فرشته به او گفت:

آدرس درست است،

اما تو ،

 دلت را جا گذاشته ای.



نویسنده :

نسترن صمدپور 


آخرین مطالب این وبلاگ