انتخاب درست

» انتخاب درست

انتخاب درست


شاید بعضی از آدمها فکر می کنند جهان به انتظار تحول آنها نشسته است و از حرکت باز ایستاده و در سکون باقی می ماند.

اما باید بدانیم که جهان در هر ثانیه در حال تغییر و تحول است؛ گاهی رو به جلو رفته و به سوی پیشرفت گام بر می دارد و گاهی هم سقوط کرده و عقب گرد می نماید. حال این سوال پیش می آید که؛

آیا خود جهان دارای ماهیت است؟

 آیا جهان چیز مستقلی از آدمهاست؟

آیا پیشرفت و یا بازگشت به عقب، از سوی خود جهان صورت می پذیرد یا اینکه اینها بسته به افعال و رفتار آدمهای دورن آن دارد؟

به سادگی می توان دریافت که این ما انسانها هستیم که جهان پیرامون ما را شکل داده و می سازیم ، ما هستیم که با اعمال و رفتار و بخصوص انتخاب هایمان به جهان اطراف مان می گوییم چه شکلی باید داشته باشد.

پس ما هستیم که جهان را می سازیم و این نشان از مسئولیت بسیار بزرگی دارد که بر دوش ماست. ماییم که برای نسل های بعدی زمینه سازی می کنیم. ما باید به آنچه می خواهیم و آنچه باید بخواهیم توجه داشته باشیم. اگر هر کس یک سویه و فردی زندگی می کرد می توانست گوشه ای نشسته و بگوید هر کاری دوست دارم انجام می دهم، اما انسان موجودی اجتماعی است و در جامعه ای زندگی می کند که قوانین و شرایطی دارد، و رفتار و اعمال هر شخص نه تنها بر زندگی خود او ، بلکه بر زندگی یک ملت اثر گذار است.

مثل همان داستان کشتی و آدمهایش، هیچکس حق ندارد بگوید من می خواهم جای خودم را سوراخ نمایم، چرا که با اینکار همه غرق می شوند.

علاوه بر این انسان از کودکی علاقه مند استقلال است و طالب آزادی در انتخاب، همیشه به دنبال روزی است که بزرگ شود و بتواند خودش برای زندگی اش انتخاب نماید، حال آیا این همان روز نیست؟

آیا این انتخاب اهمیت و ارزشی ندارد؟

آیا از ما نسبت به انتخابهایمان سوال نخواهد شد؟

بله در این دنیا کسی نمی گوید که چرا این را انتخاب کرده ای، اما عواقب آن انتخاب همیشه با ما و زندگی ما و جامعه ی ما خواهد بود. اینکه انسانی برای خودش و انتخاب هایش ارزش قائل نشود و این فرصت طلایی رشد را به بهای اندک بفروشد، آیا با این کار شخصیت خود را از بین نمی برد؟

و با این کار مشمول این آیه از سوره ی بقره خواهد شد:

أُولَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلَالَةَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَتْ تِجَارَتُهُمْ وَمَا كَانُوا مُهْتَدِينَ [16] اينان گمراهى را به هدايت خريدند، پس تجارتشان سود نكرد و در شمار هدايت يافتگان درنيامدند. (16)

مثل این است که بگوید من ناتوانم در درک و فهم ، من هیچ نیستم و نظرم نیز ارزشی ندارد. مثل اینکه به یک کودک نوزاد، یک برگ چک با مبلغ بالا بدهیم و او چون از ارزش آن بی اطلاع است آن را در دهان خویش فرو برده و می خواهد بخورد و با اینکار چک را از بین برده و نابود می سازد.

اگر می خواهیم همانند آن کودک نباشیم و فرصتهای طلایی خود و آدمهای یک جامعه را نابود نکنیم ، پس بیشتر بیاندیشیم ، کمی فکر کنیم و سعی نماییم بهترین انتخاب را داشته باشیم.

انتخابی که با گذشت زمان نه تنها از آن پشیمان نشده بلکه با سربلندی به آن افتخار نماییم. انتخابی که باعث سربلندی ما در نزد پروردگارمان باشد،

او که تمام نانوشته ها را می داند و می خواند.


نویسنده:

نسترن صمدپور


آخرین مطالب این وبلاگ