می زنی لبخند
و از چشمان تو
سرباز ِ من،
دشمنت
عشق تو را
بهر شهادت
خوانده است.
در گمانم بود
من قبل تو
راهی می شوم،
این چنین پرپر شدن
جان مرا
سوزانده است.
می روی پروانه ام،
آهسته تر،
آرام تر.
کنج ِ خیمه
مادری
در انتظارت
مانده است.
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده