مجله آشپزی شکمو


» شعر پروانه ی بی پروا

شعر پروانه ی بی پروا

شعر پروانه ی بی پروا


دیگر ندارم طاقتی

در بین لشکر مانده ای


روح من و ریحان من

تنها و مضطر مانده ای


در بین تیر و نیزه ها

بی بال و پرپر مانده ای


من باشم و بینم که تو

جانان من ، درمانده ای


چشم از جهان بستی چرا؟

در راه اکبر مانده ای


باید بیایم سوی تو

بی یار و یاور مانده ای


باشم بلاگردان تو

سربازم و ، فرمانده ای


من می روم تو از غمم

با صورت ِ تَر ، مانده ای


غمگینم از اینکه تو باز

در فصل آخر ، مانده ای


در پیش چشم خواهرت

خونین و بی سر مانده ای


طاقت ندارم بینمت

در تشتی از زر مانده ای


* تقدیم به حضرت عبدالله بن حسن علیه السلام

پروانه ی کوچک ولی بی باک کربلا *



فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  خرید گونی   |   خرید آنتی ویروس   |   لینک پرومکس   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   مجله آشپزی   |   خدمات گرافیک و طراحی سایت   |   بلاگسازان   |   فروش تجهیزات ویپ   |   ایکس بادی تهرانپارس   |   آزمون نظام مهندسی   |   وکیل حقوقی   |   مصباح ترمز   |   خرید کتراک  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌ ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌ مشاهده