فروش مودم فیبر نوری

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

» خاطرات امام خمینی (ره) ۱

خاطرات امام خمینی (ره) ۱


خاطرات امام خمینی (ره)


(( احساس كردم نوبت من است ))



مراقبه‌ی بریدن بندهای انرژی و دلبستگی‌های منفی مطلب مرتبط مراقبه‌ی بریدن بندهای انرژی و دلبستگی‌های منفی

در يكی از آن روزها كه نوبت شستن ظروف به عهده من بود،

احساس خستگی می كردم و از خواهر خود 

خواستم كه به جای من آن مسئوليت را انجام دهد.

او ابا كرد. 

نزديك ظهر، وقت نماز حضرت امام بود.

ايشان برا‌ی تجديد وضو رفته بودند كه به علت طولانی شدن غيبتشان نگران شده و به جستجويشان به آشپزخانه سر زدم. 

ناگاه متوجه شدم كه امام تمام ظروف را شسته اند و فرمودند:

 ( (سخن تو را شنيدم و احساس كردم

نوبت من است) )

 و من از خجالت و شرم، تنها توانستم تشكر كنم . 



((از ما اجازه می گرفتند ))



اگر زمانی وارد اتاق امام می شديم

و ايشان مشغول خواندن قرآن بودند

از ما اجازه می گرفتند كه خواندن آن صفحه را تمام كنند

و بلافاصله آن صفحه را تمام می كردند

چون نپرسی، زودتر کشفت شود... مطلب مرتبط چون نپرسی، زودتر کشفت شود...

و بعد به ما اظهار محبت می فرمودند . 



خاطره ی ۱: نعيمه اشراقی

خاطره ی ۲ : فريده مصطفوی


منبع :

بانک جامع خاطرات امام





فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  وکیل حقوقی   |   فروش تجهیزات ویپ   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   آزمون نظام مهندسی   |   خرید آنتی ویروس   |   خرید کتراک   |   بلاگسازان   |   ایکس بادی تهرانپارس   |   خرید گونی   |   خدمات گرافیک و طراحی سایت   |   مصباح ترمز   |   لینک پرومکس   |   مجله آشپزی  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال مشاهده