خانه تگ‌ها آرشیو پیوندها بیوگرافی


داستان


داستانک سهم

داستانک سهم

داستانک سهممشتش را باز نمی کرد،هر چه اصرار کردم بی فایده بود،می دانستم چیزی در دستش است،که می خواهد ، تنها برای خودش باشد.با همه تلاشی که کرد ، سرانجام ،آبنبات از گرم...

نظر ۰ بازدید ۳۵
داستان کوتاه سفره ی بدون سین

داستان کوتاه سفره ی بدون سین

داستان کوتاه سفره ی بدون سینتمام خیابانها شلوغ بود، باران نم نم می بارید، هوا هم کمی سرد بود. مرد زیپ کاپشن خاکستری اش را بست، و همچنان در گوشه ی خیابان به انتظار ایست...

نظر ۰ بازدید ۴۹
داستانک خواب

داستانک خواب

داستانک خوابقرنها بود ، که شب بود و شب،خورشید و روزی در کار نبود،تنها چند ستاره و یک ماه در آسمان باقی بود. هیچکس اعتراضی نداشت، و همه عجیب در روشنی قناعت می کردند.ماه ...

نظر ۰ بازدید ۵۹
داستانک انشاء

داستانک انشاء

داستانک انشاءمعلم گفت:با میخ ، در ، آتش ، طناب و کوچه ، جمله بساز.و من ، برایش ،روضه ی مادرم را خواندم.نویسنده:نسترن‌ صمدپور مجله ارم بلاگ

نظر ۰ بازدید ۵۷
داستانک آدرس

داستانک آدرس

داستانک آدرسهمیشه به دنبال خدا بود،روزی فرشته ای را دید،از او آدرس خانه ی خدا را گرفت.اما ، هر چه می رفت،نمی رسید.سالها گذشت ، و او هنوز در راه بود.خسته و ناامید ، رو به...

نظر ۰ بازدید ۶۶
داستانک نگاه خدا

داستانک نگاه خدا

داستانک نگاه خداهر روز به مسجد می رفت،و سه ساعت در آنجا ، با خدا خلوت می کرد. دلش را در چشمه ی بیکران محبت خدا صفا می داد ، تا در کوران سیاهی زمینی ها ، تیره و کدر نشود. ا...

نظر ۰ بازدید ۷۷
داستان کوتاه امید

داستان کوتاه امید

داستان کوتاه امیدمرد خیلی تنها بود،با اینکه از شلوغی وسروصدا بیزار بود ولی قفسی داشت،که آشیانه ی یک قناری شده بود.قناری تنها همدم وهمراز او بود.هرروز صبح،به او سلام ...

نظر ۰ بازدید ۴۷
داستانک چشمهای بارانی

داستانک چشمهای بارانی

داستانک((چشم های بارانی)) رفتگربود.همیشه در حال‌ جارو کردن شهر ،آرزو می کرد روزی حرم امام رضا علیه السلام را جارو کند.نگاهش به مکان نبود ،‌ بلکه فاصله ی دلش را تا شایس...

نظر ۰ بازدید ۵۶






Buy Website Traffic Cheap
ثبت آگهی رایگان درج آگهی ویژه در بالون آگهی
استند رسانهفروش انواع تجهیزات نمایشگاهی و خدمات چاپ
ارم بلاگساخت وبلاگ و مجله اینترنتی