خانه تگ‌ها آرشیو پیوندها بیوگرافی


داستان


داستانک لایک نوری

داستانک لایک نوری

داستانکلایک نوریدلش گرفته بود،با خودش گفت:((یه بار دیگه برم، شاید...))دید که هیچ خبری نیست.یک ماه می شد،که عکس جدیدی در کانالش گذاشته بود،اما هیچکس عکسش را نپسندیده بود...

نظر ۰ بازدید ۲۲۲
داستان کوتاه در همین نزدیکی

داستان کوتاه در همین نزدیکی

به نام خداداستان کوتاهدر همین نزدیکیهنوز هم به دنبال نگاهت هستم ، می بینمت که از جایی همین نزدیکی ، به من می نگری. صدایت در ذهنم می پیچد و قلبم به تپش می افتد ، نوای دل ...

نظر ۰ بازدید ۵۳۴
پاسخ یک آه

پاسخ یک آه

به نام خداداستان کوتاه پاسخ یک آه مسجد پر بود از شور و هیاهو،صدای تکبیر و صلوات بلند بود ، دلها در تپش بودند و دیده ها بارانی، حیاط مسجد ، تاب پذیرایی از این همه جمعیت ...

نظر ۲ بازدید ۳۵۳۶
داستانک خانه ی عنکبوت

داستانک خانه ی عنکبوت

داستانک خانه ی عنکبوتکودک در آغوش مادرش بود و به مرد می نگریست;مرد عجیبی بود، و لبخندی بر لب داشت.ولی شبیه آدم های مهربان نبود.مادرش با التماس و خواهش، از اوضاع بد زند...

نظر ۰ بازدید ۳۹۱
داستانک شفا

داستانک شفا

داستانک شفا نابینا بود ،تصمیم گرفت برای شفایش به حرم امام رضا علیه السلام برود و هشت روز در آنجا بماند... روز آخر ، در حال نیایش ، نوری در دلش احساس کرد. زمان بازگشت ، م...

نظر ۰ بازدید ۶۰۸
داستانک سهم

داستانک سهم

داستانک سهممشتش را باز نمی کرد،هر چه اصرار کردم بی فایده بود،می دانستم چیزی در دستش است،که می خواهد ، تنها برای خودش باشد.با همه تلاشی که کرد ، سرانجام ،آبنبات از گرم...

نظر ۰ بازدید ۳۱۱
داستان کوتاه سفره ی بدون سین

داستان کوتاه سفره ی بدون سین

داستان کوتاه سفره ی بدون سینتمام خیابانها شلوغ بود، باران نم نم می بارید، هوا هم کمی سرد بود. مرد زیپ کاپشن خاکستری اش را بست، و همچنان در گوشه ی خیابان به انتظار ایست...

نظر ۰ بازدید ۵۱۴
داستانک خواب

داستانک خواب

داستانک خوابقرنها بود ، که شب بود و شب،خورشید و روزی در کار نبود،تنها چند ستاره و یک ماه در آسمان باقی بود. هیچکس اعتراضی نداشت، و همه عجیب در روشنی قناعت می کردند.ماه ...

نظر ۰ بازدید ۳۵۱
داستانک انشاء

داستانک انشاء

داستانک انشاءمعلم گفت:با میخ ، در ، آتش ، طناب و کوچه ، جمله بساز.و من ، برایش ،روضه ی مادرم را خواندم.نویسنده:نسترن‌ صمدپور مجله ارم بلاگ

نظر ۰ بازدید ۳۷۸
داستانک آدرس

داستانک آدرس

داستانک آدرسهمیشه به دنبال خدا بود،روزی فرشته ای را دید،از او آدرس خانه ی خدا را گرفت.اما ، هر چه می رفت،نمی رسید.سالها گذشت ، و او هنوز در راه بود.خسته و ناامید ، رو به...

نظر ۰ بازدید ۳۴۵
داستانک نگاه خدا

داستانک نگاه خدا

داستانک نگاه خداهر روز به مسجد می رفت،و سه ساعت در آنجا ، با خدا خلوت می کرد. دلش را در چشمه ی بیکران محبت خدا صفا می داد ، تا در کوران سیاهی زمینی ها ، تیره و کدر نشود. ا...

نظر ۰ بازدید ۵۵۲
داستان کوتاه امید

داستان کوتاه امید

داستان کوتاه امیدمرد خیلی تنها بود،با اینکه از شلوغی وسروصدا بیزار بود ولی قفسی داشت،که آشیانه ی یک قناری شده بود.قناری تنها همدم وهمراز او بود.هرروز صبح،به او سلام ...

نظر ۰ بازدید ۴۱۴
داستانک چشمهای بارانی

داستانک چشمهای بارانی

داستانک((چشم های بارانی)) رفتگربود.همیشه در حال‌ جارو کردن شهر ،آرزو می کرد روزی حرم امام رضا علیه السلام را جارو کند.نگاهش به مکان نبود ،‌ بلکه فاصله ی دلش را تا شایس...

نظر ۰ بازدید ۴۱۳






میزان بلاگساخت وبلاگ حقوقی
medca360Medical turism in iran
اعداد جفت راز اعداد فرشتگان

  مشاور ایرانی در لندن   |   مصباح ترمز   |   مجله آشپزی   |   خرید کتراک   |   بلاگسازان   |   خرید آنتی ویروس   |   لینک پرومکس   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   توری سایبان گلخانه   |   آزمون نظام مهندسی  


تبلیغات☆افزایش بازدید و افزایش فروش☆ در ارم بلاگ تبلیغات☆افزایش بازدید و افزایش فروش☆ در ارم بلاگ مشاهده